رفتم خونه پدر سه تا شهید...

یه خرده احوالپرسی کردم...

گفتم:«کجا وضو بگیرم؟»

گفت:«دو سه تا پله باید بری پایین»

رفتم وضو گرفتم...

دیدم پیرمرد حوله آورده...

گفت:«حوله آوردم دست و صورتت رو خشک کنی.»

گفتم:«حدیث داریم اگر وضو گرفتید و (جای وضو رو)خشک نکنید،ثوابش سی برابره!»

پدر سه تا شهید جواب داد:«حدیث نداریم که اگر یه پیرمرد با درد پا برات حوله آورد خیطش نکنی؟!»

گفتم:« من علم دین دارم، فهم دین ندارم.»

خاطره ای از آقای قرائتی