فدایی رهبر

اسلام و شهدا

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فدایی رهبر» ثبت شده است

علم دین و فهم دین

علم دین و فهم دین

رفتم خونه پدر سه تا شهید...

یه خرده احوالپرسی کردم...

گفتم:«کجا وضو بگیرم؟»

گفت:«دو سه تا پله باید بری پایین»

رفتم وضو گرفتم...

دیدم پیرمرد حوله آورده...

گفت:«حوله آوردم دست و صورتت رو خشک کنی.»

گفتم:«حدیث داریم اگر وضو گرفتید و (جای وضو رو)خشک نکنید،ثوابش سی برابره!»

پدر سه تا شهید جواب داد:«حدیث نداریم که اگر یه پیرمرد با درد پا برات حوله آورد خیطش نکنی؟!»

گفتم:« من علم دین دارم، فهم دین ندارم.»

خاطره ای از آقای قرائتی

۸ نظر لطف موافقین ۶ مخالفین ۰

شرمنده...

برادران گلم و خواهران خوبم
سلام
همونطور که میدونید وقت تنگه و مثل خودتون که کنکور دارید ما هم یه آزمونی داریم برای ورود به مدرسه نمونه دولتی دیگر،اگه سر نمیزنم و پست نمیذارم و شما ازنظر ندادن من نا راضی هستید به بزرگی خودتون ببخشید...
به محض اینکه وقتم آزاد شه با چند عدد پست خوب میزبان شما هستم...
مثلا دو هفته یا سه هفته یه بار،ولی خودتون باز ببخشید...
خیلی شرمنده...
تا وقتی که وقتم آزاد شه...
یا علی...
۹ نظر لطف موافقین ۹ مخالفین ۰

نجس...


این ها همان سگ های نجسی هستند که فیلمبرداری نمیکنند! فقط بازمانده‌ها را نجات میدهند
۱۲ نظر لطف موافقین ۱۲ مخالفین ۰

ایستاده در غبار


تا آخرین نفس...

۵ نظر لطف موافقین ۵ مخالفین ۰

چادر...

رهبر انقلاب: ما معتقدیم که چادر بهتر از اشکال دیگر حجاب است.
یعنی حجاب را چادر بهتر حفظ می‌کند.
ممکن است کسی نظر دیگری داشته باشد. دعوایی هم با آن نظر مخالف نداریم. ٧١/٩/٤

۱۲ نظر لطف موافقین ۱۱ مخالفین ۱

بدبختی...

با سلام عرض ادب به تمام خواهران و برادران گلم...

یه چند روزی مشکلاتی به وجود آمده اعم از:

درس ها زیاد شده و وقت تنگ«ولی فکر نکنم مشکل باشه»

مشکلات مالی که خدا رو شکر باهاش رفق میدیم...

و یه مشکلی که خیلی ناراحت شدم،این بود که معلم دفاعی بنده که برای بنده خیلی عزیز هستند با دیدن عکس پروفایل لعنتی تلگرام که خیلی کم سر میزنیم،یکدفعه نصف شب پیام دادند که:

سلام رفته بودید حرم!؟

(با هفت هشت تا استیکر عصبانی قرمز)

ما هم کرک و پرمون ریخته با ترس جواب دادیم بله...

بعد دو روز ایستگاهمون گرفته هی میگم آقا بگید چی شده آقا بگید چی شده...

بعد مدت ها تلاش یکدفعه از صحبتاش متوجه شدم که چون اولین پنجشنبه رفسنجانی بوده و ما رفتیم حرم ناراحت شده...

جون مادتون این چه کاریه!؟

من اولا قصد اصلیم امام بود...

دوما شما که صبح تا شب میگی (آقا)خامنه ای خامنه ای....

بعد خودت داری دو قطبی بازی در میاری!؟

اینجوریه اصلا من طرفدار هاشمی و اصلاح طلب تا چشتون در بیاد...

مسخره بازیا چیه!؟

بعد میگه که رفسنجانی به من بد کرده...

خیلی ببخشید به بابای من که خیلی بیشتر بد کرده دیگه بابای منم گفت خدا رحمتش کنه...

نمیدونم خدایا حکمت این کارا چیه!؟

خب حالا بحث اصلا این نبود...

بازم منو خیلی خیلی خیلی ببخشید که دیر میام و سر میزنم...

حالا اگه بخشیدین باید اجباری نظر بدید ^_^

نوکرتم نیستم...

یاعلی...

۳ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

تکذیب...

فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ!؟

۱ نظر لطف موافقین ۳ مخالفین ۰

حرم امام....

رفتیم حرم امام و مزار شهدا...

جاتون خالی...

۱۰ نظر لطف موافقین ۶ مخالفین ۰

لطیفه...

1) سایپا مطمئن!
2) دانشگاه آزاد اسلامی!
3) اینترنت پر سرعت ایران!
4) بانکداری اسلامی!
5) گارانتی!
6) شایسته سالاری!
7) احساس تکلیف کاندیداها!
8) زن بگیره درست میشه!
9) هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران میدرخشد!
10) علامت استاندارد ایران نشانه مرغوبیت کالاست!

11)کلید!!!!

12)همه مشکلات در صد روز حل میشوند!!!

آآآآخ دلم...

۱۲ نظر لطف موافقین ۶ مخالفین ۰

اعصابم خورده ببخشید...

دیشب یکی از فامیلان نزدیک تشریف آوردند ، میدانستم بحث به رفسنجانی میکشد چون این شخص عین خر طرفدار روحانی بود ما شام و خوردیم و بحث همینجوری سر رفسنجانی بود که یهو گفت:«رفسنجانی گفت که خیالش راحت شد انقلاب به حالت عادی برگشت»ما هم کفمون بریده بود گفتیم :«چرا!؟»جواب اومد که:«آخه احمدی نژاد به درد رئیس جمهوری نمیخورد و مقام و لولش به اینجور چیزا نمیخورد و میتونه شهردار باشه و....»این شخص سِنی گذروندن و استاد دانشگاه و سرتیپ سپاه و روحانی هم هستند!!!

بعد منم جوش آوردم و عصبی شدم و به قولی تیک گرفتم«خیلی عصبی بشم تیک میگیرم»

بعد یکهو گفت:«همه تحریمها از زمان احمدی نژاد شروع شد.»

بنده همینجا بریدم و گفتم بسه دیگه باید بگم.

گفتم:«ببخشید تحریمها از همون اول انقلاب بود و الکی نندازید گردن احمدی نژاد »

آره بعد گفتم که تو جنگ،آلمان نفت و میخریدو رادیو میداد و نمیدونم منت این و اون و میکشیدیم دوتا سلاح بگیرم و ... خیلی تحریمها شدید بود...

اومد حرف بزنه گفتم ببخشید...

تمام ۱۳۷ کشور جهان پشت عراق بودند و یکی به ما کمک نمی کرد...

آمریکا،انگلیس،روسیه،آلمان،فرانسه

کمک های وحشتناک مستقیم و غیر مستقیم...

بعد گفت آره درست میگی بعد یکهو گفت:

رفسنجانی جنگ و تموم کرد و بنده همچنان کپ کرده بودم...

گفتم چی چی؟؟؟؟

گفت که امام گفته بود جنگ جنگ تا پیروزی اما آخر هشت سال هم ما کم آورده بودیم هم آمریکا میخواست خودش بیاد جلو...

بعد رفسنجانی نمیدونم رفت فداکاری کرد و چیچیو منو بنداز زندانو امام قبول نکرد و ...

گفتم پیاده شو با هم بریم...

تا آخر هشت سال جنگیدیمو داشتیم حتی میرفتیم که عراق هم بگیریم درسته سلاح کم بود اما ما داشتیم عراق هم میگرفتیم...

آخرای جنگ عراق میخواست بصره رو بده به ما که بیخیال شیم جلو نیایم اما هشت سال آخر جنگ رو به شدت سخت گرفتند تا ما پیشروی نکنیم...

آخر هشت سال هم عراق هم اون ۵ کشور و ۱۳۷ کشور همه کم آوردن و ما جامون موندیم...

آمریکا گفت دیگه بسه کم آوردیم رفتن همونجا هفت هشت تا صلح نامه آوردند....

امامم قبول کرد ولی هشت سال میتونست بیشتر باشه و عراق به کلی نابود بشه!!!!!!!!!

اینم گفت که نه نه

گفتم ....تیر دیگه بسه...

داری ارزش های جنگ و امام و میاری پائین من دیگه چیزی نگفتم ...

حتی طرفداراشونم دروغ میگن...

اه باشه بابا رفسنجانی و روحانی سوپر من

مشکلات تو صد روز حل میکنن

همه ی مشکلات از صدر اسلام تا الانم تقصیر احمدی نژاد...

برو حاجی برو...

خلاصه دیشب دهنمون مسواک شد...

بعدم میگه:«کی اینا رو به تو میگه!؟»

گفتم یکی که با سند و مدرک و دلیل و پژوهشگرو ...

خیلی ها هم قبول دارند احترام سنشو نگه داشتم وگرنه میگفتم که از تو هم بیشتر میدونه...

۸ نظر لطف موافقین ۶ مخالفین ۱

دیالوگ...

خب از اونجایی که یه مقدار زمان داریم
هچ رازی از زندگی هست که بخوای بدونی!؟
یه چیزی که همیشه می خواستی جوابش رو بدونی!؟

آره ، کی لباس های آخوندک رو می دوزه!؟
منظورم اینه که یه سوزن خیلی خیلی خیلی کوچیک میخوای و ...

من داشتم به موضوع مهم تر فکر می کردم.

باشه ، یکی دارم

هدف از زندگی چیه!؟

تلاش کنی تا به یه هدف ارزشمند برسی...

آره ، خودم میدونستم یه چیزی در مورد تلاش کردنه...

تو داری برای چه هدفی تلاش می کنی!؟

من......مــــــن.....هــــــم

واااای نمیدونم.

خاک تو سرم...

باید هدف از زندگی کردنم رو بدونم ، نه!؟

استاد یائو...

استااااااااد....

پ؛ن:شاید به نگاه بعضی ها این یه کارتون خیلی خیلی بچه گونه و مسخره باشه اما توش یه جملاتی عجیـــبی گفته میشه!!

۲ نظر لطف موافقین ۱ مخالفین ۰

تموم شد...

بسم الله...

امتحان تموم شد...

به قول یه بزرگی که میگه:«امتحانات خر است!»

من از اول دبستان تا ششم معدلم بیست بود،و وقتی رسیدیم هفتم مدرسه ما هم جوریه که فِرت و فورت امتحان میگرن،یعنی پیر میشی تا یه سال رو رد کنی...

خلاصه...

رسیدیم هفتم و تا وسطای سال رتبه های تک داشتیم تا اینکه بر سر موضوعاتی ما رو مسخره کردند میدونم از مسخره کردن نیست اما از اون موقع از رتبه های تک خبری نبود...

تا آخر اول خوب پیشرفتیم تقریبا میشه گفت نسبت به قبل،خودم و خراب کرده بودم تا اینکه یه روز مراقبمون امتحانات خردادمون،معلم خوب و دوست داشتی ریاضی مون بود...

مردی مومن خوش اخلاق خوش رو و ...

جوری که من سوالات دینی رو از اون میپرسیدم،بگذریم...

این شخص که مراقبمون بود یه روز اومد کنار من تو امتحان که تو میز آخر نشسته بودم«در امتحانات رسمی تکی میشینیم»

گفت:«امتحان ریاضیتو خیلی خوب دادی،خستگی یه سالم از بین رفت»

ماهم که آرزمون خوشحالی همچین آدمایی بود چشمامون شبیه قلب شد و کلی ذوق کردیم!!!

خیلی خوشحال شدم...

رفتیم هشتم ریاضیم همچنان خوب بود اما درسای دیگه نه...

«اگه با همین وضعیت تو مدرسه ی عادی بودم حتما بالای بیست میشدم چون مدرسه ما سخت زیاد میگرن»

خلاصه...

هی میرفتیم با مادر و باهامون حرف میزدنو و ما هم گریه میکردیم ^_^ و مثلا آدم میشدیم...

«امسال هم معلم ریاضی مون که دوسال باهامون بود رفت و باعث نا امیدی ما شد ولی همچنان میبینیمش»

تا قبل از این امتحانات که با معلم ادبیات حرف زدیم«شخصیتی همچون شخصیت معلم ریاضی مون»

یه جملاتی گفت مثلا انصافا روم تاثیر گذاشت.-_-

مشکل منم این بود که فکرم هزاران هزار جا میرفت...

مثلا مشکلات زندگیمون...

از زبان معلممون:«خب دیدی وقتی از یه بچه خوشت میاد دوست داری باهاش بازی کنیو گریه اش رو در بیاری ولی وقتی از یه بچه خوشت نمیاد میگه بیا اینم اسباب بازی برو بازی کن... وقتی خدا از یه بنده اش خوشش میاد باهاش بازی میکنه!!!بازی خدا با ماهم اینه که ما رو در سختی قرار بده،حالا اگه از این سختی ها جا نزنی مَردی!!!»

و توضیحاتی دیگر که جاش نیست...

ولی عوض شدم اما باز امتحاناتو نمیخونم ....

خب امروز که امتحان آخر بود،آدم شدیم و تصمیم گرفتم که بشینم درسم و بخونم تا مدرک فوق زهرمارم بگیریم و دیگه بریم سر خونه و زندگی البته میدونم بعد درس، زندگی سخت تر میشه...

خیلی عوض میشم ولی همشون مشقی هستند...

ولی این دفعه خدا کنه که واقعا عوض شم...

۹ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

همه سیر می شوند...

...شک ندارم همین روز ها ...
...هیچ گرسنه ای باقی  نمی ماند...
...همه سیر می شوند...
...از زندگی...
...

۱۵ نظر لطف موافقین ۱۳ مخالفین ۱

انگشتر...

بسم الله

این انگشتر رو عمه جان خوبم خریدند...

رفته بودند کربلا،انشاءالله قسمت شما هم بشه...

از اونجا نجف هم رفتند و این انگشتر رو برای ما خریدند...


دُرّ نجف...

۱۱ نظر لطف موافقین ۸ مخالفین ۰

تشکر...

با تشکر از همتون که تو نظر سنجیمون شرکت کردید...

برای تیره بودن وبلاگ یه فکری میکنیم«روشن کردیم،به سلامتی...»

لحنمونم سعی میکنیم آروم تر کنیم...

و زیادی هم جوگیر نشیم...

من از قبل هم میخواستم در مورد مطالب دیگه هم مطلب بذارم مثل اتفاقاتی که تو راه میفته راجع به سرگرمی هام و زندگیم در روز و ... ولی بعضی ها شدیدا مخالفت کردند الان که نظر دادید در مورد غیر سیاسی هم بذارم حتما میذارم ...

زندگی که همش سیاسی نیست...

بازم از همتون متشکرم...

یا علی...

۱۲ نظر لطف موافقین ۷ مخالفین ۰

نظر سنجی...

حالا که خدا رو شکر تعداد دنبال کنندگان ما به صد نفر رسید«با تشکر ویژه از همتون»

ما از این سوسول بازیا نداریم چالش و ازینا ، خب لطف میکنید نظرتون رو در مورد حجم وبلاگمون ، قالب وبلاگمون ، نوحه وبلاگمون و گالری عکسمون که تو سایت لنزور هست بگید.

حجم وبلاگمون چطوریه؟کمه؟زیاده؟معمولی؟

قالبمون چطوره؟شلوغه؟قشنگه؟خوبه؟

نوحه چطوره؟خوبه؟کمه؟زیاده؟

و هر نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگه داری میتونی بدونی رو در وایسی قشنگ بگی و ما در صورت صلاح دیدن حتما حتما اجراش میکنیم.

با تشکر

مدیریت «محترم» وبلاگ

۱۵ نظر لطف موافقین ۹ مخالفین ۰

زنده...

خوب امیدوارم دیشب مصاحبه زنده روحانی با دو تا خبرنگار معروف کشورمون رو دیده باشید...

سوال های خیلی جنجالی و خوبی میپرسیدند و روحانی هم هرهرهر میخندیدو الکی یه جوابی میداد...

دو تا مجری هم اصلا داشتند از خنده میمردند قشنگ از قیافه اشون معلوم بود...

روحانی داشت طبق معمول دروغ میگفت...

یدفعه خانم خبرنگار پرسید :«ببخشید میگن تحریم ها اومده پایین اما با توجه به سخنان مردم اینو نشون نمیده و مردم قدرت خریدشون اومده پائین...»

یدفعه روحانی ابروهاش بهم گره خورد و یه اخمی کرد و قشنگ ضـایـع یه چرت و پرتی گفت...

نمیدونم چطور روش میشه تو برنامه زنده دروغ بگه...

۹ نظر لطف موافقین ۷ مخالفین ۰

شیعه انگلیسی...

تو گوگل پر است ازاین خزعبلات...

بیایید با انتشار عکس های واقعی عاشورا و محرم و امام حسین این خزعبلات رو پاک کنیم ، تک و توک در عکس ها پیدا میشه اما باز کمه بیایید عکس ها رو تو وبلاگامون هفته ای تو یک پست با توضیح و عنوان کلمات کلیدی (Ashura) که وبلاگامونم خوب تو گوگل معروفه این عکس ها رو پاک کنیم...

یا علی...

۸ نظر لطف موافقین ۹ مخالفین ۰

شبکه...

بسم الله

شما که تن به دیدن فیلم سخنان زیبا و پسندیده و تاثیر گذار و چیز و چیز و چیز آقای رائفی پور نمی دهید مجبورم حتما بنویسیم تا مطلع شوید.یه وقت دستت نخوره فیلم اجرا شه اخه اینترنتت تموم میشه و کلا بدون اینترنت میمونی...

بله تلگرام هدف اصلیش اصلا ارتباط نیست قسمتی که میشه ارتباط کرد که اصلا خوبه به کنار اما مدیر و رئیس تلگرام سفر های متعدد و پشت سر هم به اسرائیل داره...

تلگرام الان مثل یه زندانی میمونه که عین خر تو گل گیر کردیو اصلا خودتم نمیخوای ازش بیای بیرون...

سرچ هایی که تو تلگرام میکنی اصلا تو اینترنت ذخیره نمیشه و توییتر و فیسبوکو ... تو اینترنت ثبت میشن...

این خیلی مضحکه که توییتر فیلتره اما اینستاگرام  که فساد و کثافت کاری و فحشا توش بیشتره فیلتر نیست...

همشم بحث سر اینه که تلگرام فیلتر بشه فیلتر نشه...

خوب مسخره میبینی توش چیز بدیه فساد داره خوب فیلترش کن دیگه چرا استخاره میکنی؟

چطور تو توییتر که آنچنان توش چیزی نیست عین چیز فیلترش کردید...

و مشاهده میکنید که حلب که آزاد شد و شیعه ها و سنی ها با هشتگ های آزادی حلب که حمله کردند داد اونوریا در اومد...

اما تو اینستاگرام یارو میره خار و مادر ترامپو میاره جلو چشمش...

که چی؟؟

تو توییتر و گوگل و ... فقط ایرانیا میتونن هشتگ های دنیا رو تغیر بدن که اوناهم ریختن تو تلگرام و اینستاگرام.

توییتر جوریه که فقط حدود ۲۰۰ کاراکتر میتونی بنویسی مثل تلگرام نمیای چرت و پرت و داستان بنویسی....

توییتر محیط نخبگانی داره که اصلا معتاد کننده نیست...

تلگرامو جوری ساختند که تو توش گیر کنیو اصلا حواست بیرون نباشه...

پاشو برو به زندگیت برس.

لامصبا جوری برنامه ریزی میکنن که نشه دیگه جمش کرد...

اینا همش جنگ نرمه.

توام قشنگ مچلش شدیا دشمن داره قشنگ عین بلدوزر میاد...

تقریبا رائفی پور

۶ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

تلگرام و توییتر...

بسم الله

با این فیلم نتیجه میگیریم توییتر بهتره...

۵ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

توهین...

یادتونه!؟

توهین بی شرمانه به امام عزیزمان...

۱۲ نظر لطف موافقین ۱۰ مخالفین ۰

خجالت بکش...

وقتی یاد این میفتم که...

به مدت هشت سال...

۱۷۱۲۳۵ آدم جونشونو گذاشتن کف دستشون...

رفتند و در بزرگترین جنگ کل تاریخ...

شهید شدند...

تا ما الان عربی حرف نزنیم...

تا اون چادر رو سر بانوان ایرانی بمونه...

تا ما الان مسلمون باشیم...

شیعه باشیم...

خجالت میکشم...

ما الان تو خونه نشستیم و ...

عین خیالمونم نیست...

خواهری که چادر نمی پوشی...

بدون پای اون پارچه ی سیاه...

که رو سرت نیست...

خون ریخته شده...

والسلام

پی نوشت:بیایید اون خون ها رو جبران کنیم.

۶ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۱

۲ واحد تاریخ قسمت دوم

نقش انگلستان در دفاع مقدس

۵ نظر لطف موافقین ۲ مخالفین ۰

۲ واحد تاریخ

نقش آمریکا در دفاع مقدس

۲ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

حاجی...

حاجی ما منتظریما...

دریغ از یک خبر

۳ نظر لطف موافقین ۳ مخالفین ۰

کربلای ۴

بامداد ۴دی سال ۱۳۶۵، غواصان به آب زدند ولی نمی دانستند عملیات لو رفته...
به یاد دست های بسته غواصانِ شهید
سالروز کربلای۴ گرامی باد.

۱ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

امتحان الهی

پسرخاله:امتحان الهی رو یبار باید ناشتا داد یبار بعد از غذا

مجری:این چه حرفیه؟داری مسئله به این مهمی رو مسخره میکنی!؟

پسرخاله:جدی میگم...اخه میزان اعتقادات آدم گرسنه با یه آدم سیر خیلی فرق داره.

۴ نظر لطف موافقین ۲ مخالفین ۰

کودکی...

بسم الله

وقتی یاد کودکی ام میفتم دوست دارم به اون زمان برگردم.با این که الان سنی هم ندارم اما کودکی باز یه چیز دیگه بود.با یه چیز ساده سر گرم میشدیم و گوشی ام نبود.خیلی دیگه چیز شاخ کامپیوتر بود.اونم بدون اینترنت.چه کارایی که نمیکردیم.کلید برق و میخواستیم وسطش نگه داریم.رو حاشیه های فرش مسابقات رالی بازی میکردیم.و بنده عروسک داشتم،دو تا خرس،یادش بخیر...

کاری نداریم ، ولی کلا دوران قشنگی بود...

یبار یادمه دوم دبستان سر زنگ قرآن که من اون موقع ردیف وسط نیمکت دوم مینشستم جلوییم به من گفت:«از خدا میترسی؟؟»

منم گفتم:«نه مگه خدا ترس داره.»

بعد گفت:«یعنی نـــــمـــیـــتــــرســـــــی؟؟؟؟؟؟؟»

بعد ما هم از همه جا بی خبر گفتیم:«نه مگه لولو خُرخُره است.»

بعدش گفت:«نُچ نُچ نُچ ، واااااای»

بعدش گذشت و یه زمانی که اعصابم از مادرم خورد بود و انگار فکر کنم چیزی برام نخریده بود ، یک دفعه به خدا فحش دادم.

«اینو گفتم قابل توجه اونایی که از رو حواس پرتی رو قرآن میشینن»

از این فحش های ساده بچه گونه.

خلاصه اون روزم گذشت و ما بزرگ شدیم دو تا چیز و فهمیدم:

یک اینکه همه چیز رو نمیشه خرید پسر گلم!!!

دو اینکه از خدا الکی نباید ترسید که وقتی گناه کردی از «خشم» خدا بترس پسر گلم!!!

ولی لازم به ذکر با توجه به آقا و خدا ، آقا و خدا بازم میبیخشن!!!

اینجاست که افسوس بخوریم که خاک تو سرمون که گناه میکنیم...

سپس از اون به بعد دو هزاریم افتاد.

۸ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰
نام تو...

نام تو...

چقدر آرامش بخش است...

بردن نام تو...

السلام و علیک یا اباصالح❤المهدی❤...

۷ نظر لطف موافقین ۳ مخالفین ۰