فدایی رهبر

اسلام و شهدا

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فدایی رهبر» ثبت شده است

چادر...

رهبر انقلاب: ما معتقدیم که چادر بهتر از اشکال دیگر حجاب است.
یعنی حجاب را چادر بهتر حفظ می‌کند.
ممکن است کسی نظر دیگری داشته باشد. دعوایی هم با آن نظر مخالف نداریم. ٧١/٩/٤

۲۷ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۱ ۱۲ نظر لطف موافقین ۱۰ مخالفین ۱

شبکه...

بسم الله

شما که تن به دیدن فیلم سخنان زیبا و پسندیده و تاثیر گذار و چیز و چیز و چیز آقای رائفی پور نمی دهید مجبورم حتما بنویسیم تا مطلع شوید.یه وقت دستت نخوره فیلم اجرا شه اخه اینترنتت تموم میشه و کلا بدون اینترنت میمونی...

بله تلگرام هدف اصلیش اصلا ارتباط نیست قسمتی که میشه ارتباط کرد که اصلا خوبه به کنار اما مدیر و رئیس تلگرام سفر های متعدد و پشت سر هم به اسرائیل داره...

تلگرام الان مثل یه زندانی میمونه که عین خر تو گل گیر کردیو اصلا خودتم نمیخوای ازش بیای بیرون...

سرچ هایی که تو تلگرام میکنی اصلا تو اینترنت ذخیره نمیشه و توییتر و فیسبوکو ... تو اینترنت ثبت میشن...

این خیلی مضحکه که توییتر فیلتره اما اینستاگرام  که فساد و کثافت کاری و فحشا توش بیشتره فیلتر نیست...

همشم بحث سر اینه که تلگرام فیلتر بشه فیلتر نشه...

خوب مسخره میبینی توش چیز بدیه فساد داره خوب فیلترش کن دیگه چرا استخاره میکنی؟

چطور تو توییتر که آنچنان توش چیزی نیست عین چیز فیلترش کردید...

و مشاهده میکنید که حلب که آزاد شد و شیعه ها و سنی ها با هشتگ های آزادی حلب که حمله کردند داد اونوریا در اومد...

اما تو اینستاگرام یارو میره خار و مادر ترامپو میاره جلو چشمش...

که چی؟؟

تو توییتر و گوگل و ... فقط ایرانیا میتونن هشتگ های دنیا رو تغیر بدن که اوناهم ریختن تو تلگرام و اینستاگرام.

توییتر جوریه که فقط حدود ۲۰۰ کاراکتر میتونی بنویسی مثل تلگرام نمیای چرت و پرت و داستان بنویسی....

توییتر محیط نخبگانی داره که اصلا معتاد کننده نیست...

تلگرامو جوری ساختند که تو توش گیر کنیو اصلا حواست بیرون نباشه...

پاشو برو به زندگیت برس.

لامصبا جوری برنامه ریزی میکنن که نشه دیگه جمش کرد...

اینا همش جنگ نرمه.

توام قشنگ مچلش شدیا دشمن داره قشنگ عین بلدوزر میاد...

تقریبا رائفی پور

۰۹ دی ۹۵ ، ۲۰:۵۸ ۶ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

تلگرام و توییتر...

بسم الله

با این فیلم نتیجه میگیریم توییتر بهتره...

۰۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۰ ۵ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

توهین...

یادتونه!؟

توهین بی شرمانه به امام عزیزمان...

۰۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۶ ۱۲ نظر لطف موافقین ۱۰ مخالفین ۰

خجالت بکش...

وقتی یاد این میفتم که...

به مدت هشت سال...

۱۷۱۲۳۵ آدم جونشونو گذاشتن کف دستشون...

رفتند و در بزرگترین جنگ کل تاریخ...

شهید شدند...

تا ما الان عربی حرف نزنیم...

تا اون چادر رو سر بانوان ایرانی بمونه...

تا ما الان مسلمون باشیم...

شیعه باشیم...

خجالت میکشم...

ما الان تو خونه نشستیم و ...

عین خیالمونم نیست...

خواهری که چادر نمی پوشی...

بدون پای اون پارچه ی سیاه...

که رو سرت نیست...

خون ریخته شده...

والسلام

پی نوشت:بیایید اون خون ها رو جبران کنیم.

۰۷ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۹ ۶ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۱

۲ واحد تاریخ قسمت دوم

نقش انگلستان در دفاع مقدس

۰۵ دی ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۵ نظر لطف موافقین ۲ مخالفین ۰

۲ واحد تاریخ

نقش آمریکا در دفاع مقدس

۰۵ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۸ ۲ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

حاجی...

حاجی ما منتظریما...

دریغ از یک خبر

۰۵ دی ۹۵ ، ۰۰:۰۱ ۳ نظر لطف موافقین ۳ مخالفین ۰

کربلای ۴

بامداد ۴دی سال ۱۳۶۵، غواصان به آب زدند ولی نمی دانستند عملیات لو رفته...
به یاد دست های بسته غواصانِ شهید
سالروز کربلای۴ گرامی باد.

۰۴ دی ۹۵ ، ۲۱:۲۷ ۱ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰

امتحان الهی

پسرخاله:امتحان الهی رو یبار باید ناشتا داد یبار بعد از غذا

مجری:این چه حرفیه؟داری مسئله به این مهمی رو مسخره میکنی!؟

پسرخاله:جدی میگم...اخه میزان اعتقادات آدم گرسنه با یه آدم سیر خیلی فرق داره.

۰۴ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۰ ۴ نظر لطف موافقین ۲ مخالفین ۰

کودکی...

بسم الله

وقتی یاد کودکی ام میفتم دوست دارم به اون زمان برگردم.با این که الان سنی هم ندارم اما کودکی باز یه چیز دیگه بود.با یه چیز ساده سر گرم میشدیم و گوشی ام نبود.خیلی دیگه چیز شاخ کامپیوتر بود.اونم بدون اینترنت.چه کارایی که نمیکردیم.کلید برق و میخواستیم وسطش نگه داریم.رو حاشیه های فرش مسابقات رالی بازی میکردیم.و بنده عروسک داشتم،دو تا خرس،یادش بخیر...

کاری نداریم ، ولی کلا دوران قشنگی بود...

یبار یادمه دوم دبستان سر زنگ قرآن که من اون موقع ردیف وسط نیمکت دوم مینشستم جلوییم به من گفت:«از خدا میترسی؟؟»

منم گفتم:«نه مگه خدا ترس داره.»

بعد گفت:«یعنی نـــــمـــیـــتــــرســـــــی؟؟؟؟؟؟؟»

بعد ما هم از همه جا بی خبر گفتیم:«نه مگه لولو خُرخُره است.»

بعدش گفت:«نُچ نُچ نُچ ، واااااای»

بعدش گذشت و یه زمانی که اعصابم از مادرم خورد بود و انگار فکر کنم چیزی برام نخریده بود ، یک دفعه به خدا فحش دادم.

«اینو گفتم قابل توجه اونایی که از رو حواس پرتی رو قرآن میشینن»

از این فحش های ساده بچه گونه.

خلاصه اون روزم گذشت و ما بزرگ شدیم دو تا چیز و فهمیدم:

یک اینکه همه چیز رو نمیشه خرید پسر گلم!!!

دو اینکه از خدا الکی نباید ترسید که وقتی گناه کردی از «خشم» خدا بترس پسر گلم!!!

ولی لازم به ذکر با توجه به آقا و خدا ، آقا و خدا بازم میبیخشن!!!

اینجاست که افسوس بخوریم که خاک تو سرمون که گناه میکنیم...

سپس از اون به بعد دو هزاریم افتاد.

۰۴ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۶ ۸ نظر لطف موافقین ۴ مخالفین ۰
جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۳۱ ب.ظ
نام تو...

نام تو...

چقدر آرامش بخش است...

بردن نام تو...

السلام و علیک یا اباصالح❤المهدی❤...

۰۳ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۱ ۷ نظر لطف موافقین ۳ مخالفین ۰